ای عشق به شوقِ تو گذر می کنم از خویش

گریزی از نوشتنم نیست.اگر ذهنم را از این همه ترافیک فکری خالی نکنم

نمی توانم راحت تر در جادۀ زندگی قدم بزنم.

مونسم همین نیمه شب ها و صبح های زودی است که متعلق به خلوتم است

و سکوتش تسکین نا آرامی هایم.

دیشب چقدر درد کشیدم اما الان نمی دانم به دعای شب قدر کدام عزیز کمی بهترم.

عزیز...یادم افتاد دیروز بهش گفته بودم:«برام خیلی دعا کن...خیلی...باشه..؟»

نوشته شده در پنجشنبه ٢٦ تیر ۱۳٩۳ساعت ٦:۳٧ ‎ق.ظ توسط م.ب | نظرات ()



      قالب ساز آنلاین