ای عشق به شوقِ تو گذر می کنم از خویش

آنقدر دلم به هوایت پر می زند

که خوابی به چشمانم راه نیست باز هم همان سرگیجه ها اما خوابی نیست...!

الان فقط دلم می خواست صدایم می کردی آن هم با نام کوچکم... و چه آرام می شدم.

باز این دل بهانه ات را گرفته..کجایی آخَر...؟

 

نوشته شده در چهارشنبه ٢٥ تیر ۱۳٩۳ساعت ٧:٢٠ ‎ق.ظ توسط م.ب | نظرات ()



      قالب ساز آنلاین