ای عشق به شوقِ تو گذر می کنم از خویش

بی تو قدم می زنم،توو غربت خیابون

تو نیستی و می خونم،دوباره زیرِ بارون

نیستی بیای ببینی..با این چشایِ خیسم

دوباره از تو می گم..واسه تو می نویسم

نیستی و بی تو این شبا..نشسته بغضی تو صدا

می خونم از خاطرۀ روزای بارونی ما

ببین چشای تَر مُ  دلخوشی و باورمُ

نذار که از یادت بره..خاطرۀ آخرمُ...خاطرۀ آخرمُ...خاطرۀ آخرمُ...

من و تو زیر بارون..شونه به شونۀ هم..وقتی قدم زدیم..

خاطره های خوبُ..واسه همین روزامون..ساده رقم زدیم..

دوباره دستامو بگیر..دوباره با دلم بمون

یه بارِ دیگه خط بکش..رو فاصله میونمون

توو این روزای بارونی..تو این هوای گریه دار

بخند و خندیدنُ باز..یه بار دیگه یادم بیار...

من و تو زیر بارون..شونه به شونۀ هم..وقتی قدم زدیم..

خاطره های خوبُ..واسه همین روزامون..ساده رقم زدیم..

یاسر امیری

 

 

 

نوشته شده در چهارشنبه ٢٥ تیر ۱۳٩۳ساعت ٦:٠٠ ‎ق.ظ توسط م.ب | نظرات ()



      قالب ساز آنلاین