ای عشق به شوقِ تو گذر می کنم از خویش

مسخره است!خیلی مسخره!!

به جای این که خسته؛

سرت را بر شانه اش تکیه دهی

و دستانت را دور بازوی مردانه اش حلقه کنی و با صدای او آرام شوی،

سرت را بر روی میز مطالعه ات بگذاری و با صدای موسیقی خود را آرام کنی.

مسخره است که خودت به خودت دلداری دهی

و سعی کنی امیدوارانه به دلخوشی های کوچکت چنگ بزنی که زندگی را زیبا ببینی!

مسخره است که اوقاتت را با شعر و مطالعه و نوشتن پر کنی

تا امواج منفی ذهنت سراغت نیاید!تا لبخند زدن را فراموش نکنی!

به خدا دلم گریه می خواهد اما نمی خواهم ضعیف باشم با خودم لج کرده ام...

دلم می خواهد بغض هایم سر باز کند و سکوت اتاقم را بشکند دلم فریاد می خواهد....

دلم سنگ صبوری را می خواهد که حتی سکوت هایش هم مرا آرامش است..............

م.ب فراموش کردی صبح چی گوشزد کردم؟گفتم ساکت شو!!بس کن م.ب!!بس کن...!!

نوشته شده در دوشنبه ٢۳ تیر ۱۳٩۳ساعت ٧:٠٠ ‎ب.ظ توسط م.ب | نظرات ()



      قالب ساز آنلاین