ای عشق به شوقِ تو گذر می کنم از خویش

روز هایم آنگونه می گذرد که هر چیز کوچکی بهانه ای می شود برای یاد تو کردن...

بارها برایت زمزمه کردم که حتی دیگر مرا یاد نکنی

تا نفسم دارم بی حضورم ولی با تمام وجود در کنارت خواهم بود

تا با دعاهایم غم از دل مهربانت دور کنم

هیچ دوست ندارم درد و غم بر دل نازنینت بنشیند...پس مراقب خودت باش.

بخند که لبخندت طلوع چشمانت را زیبا تر می کند

آنقدر نگرانت هستم که از دلتنگی در خلوتسرایم یادگاری هایت را زیر و رو می کنم...!

شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم...چقدر بنویسم و به دست باد به رقص درآید...؟؟؟!

خانم م.ب یادت رفت؟؟!ساکت شو!فقط ساکت شو..!!!

 

نوشته شده در دوشنبه ٢۳ تیر ۱۳٩۳ساعت ۱٢:٠۸ ‎ب.ظ توسط م.ب | نظرات ()



      قالب ساز آنلاین