ای عشق به شوقِ تو گذر می کنم از خویش

بعضی وقت ها با خودم فکر می کنم

اگر روزی اجلم برسد و از این دنیا بروم،

چقدر از این همه دوست و آشنا که مرا می شناسند،یادی از من می کنند؟

دلم می خواست حداقل در آن موقع،این همه آدم می فهمیدند

و برای روحم فاتحه ای حداقل صلواتی حداقل خدا رحمتش کند نثار می کردند

تا از خالی بودن دست هایم حالم زار نباشد....

گاهی فکر می کنم چقدر توشه ام برای آخرتم خالی است و تنها امیدم رحمت پرودگارم..!

نوشته شده در دوشنبه ٢۳ تیر ۱۳٩۳ساعت ۱٠:۳۱ ‎ق.ظ توسط م.ب | نظرات ()



      قالب ساز آنلاین