ای عشق به شوقِ تو گذر می کنم از خویش

از صبح که بیدار شدم هر کاری می کنم گریزی جز یاد تو ندارم.

ظرف که می شویم غذا که درست می کنم می خوابم بیدار می شوم چشمانم را می

بندم باز می کنم موسیقی گوش می دهم در تمام این لحظات تو در خاطرم جریان داری.

نمی دانم چرا امروز بیشتر از روز های دیگر نگرانت هستم به حدی که با این که دیروز برایت

هزار تومان صدقه دادم، باز امروز صبح هم یک هزاری دیگر برایت صدقه دادم تا خدا از هر غم

و گرفتاری دورت کند و در سلامت باشی.

خدایا.. یادت دارد دیوانه ام می کند و این همه دلتنگی..بگو با این همه دلتنگی چه کنم؟

تا پاسخی برای این همه نگرانی و دلتنگی نگیرم نخواهم نوشت...!

نوشته شده در سه‌شنبه ۱٧ تیر ۱۳٩۳ساعت ٥:٤۳ ‎ب.ظ توسط م.ب | نظرات ()



      قالب ساز آنلاین