ای عشق به شوقِ تو گذر می کنم از خویش

مشغول کار منزل بودم پدرم رسید.

پسرم خیلی ذوق کرد.به من گفت:

ــ مامانی می دونی کجا میخوایم بریم؟پارک!همون که کنارش آتارپمان داره!!تعجب

برای حفظ اعتماد به نفسش حس مادری ام را توی دلم گفتم:

ــ الهی من به قربون اون آپارتمان گفتن اشتباهت برم!!!قلب

نوشته شده در یکشنبه ۱٥ تیر ۱۳٩۳ساعت ٦:٠۸ ‎ب.ظ توسط م.ب | نظرات ()



      قالب ساز آنلاین