ای عشق به شوقِ تو گذر می کنم از خویش

احوالپرسی تو حزن انگیزترین سمفونی خوش آهنگ برای قلبم است.

قلبی که دیگر دارد گاه و بیگاه می زند.باید هر چه زودتر دوباره پیش دکتر قلبم بروم.

زندگـــی نیست ممــات است ، تو را کم دارد

دیدنـت  ارزش  آواره شـدن  هـــــــــــــــم دارد

مسیحای جوانمرد من .. غمی که در سکوت تو موج می زند به آتشم می کشد!

مدت هاست که دریا را ندیده ام.هنوز از غرق شدن در دریا می ترسم.

آیا ضربانی دیگر برایم خواهم ماند.نمی خواهم بی خبر سراغم آید.. و تمام.

 

نوشته شده در چهارشنبه ٥ شهریور ۱۳٩۳ساعت ۳:٠٥ ‎ق.ظ توسط م.ب | نظرات ()



      قالب ساز آنلاین