ای عشق به شوقِ تو گذر می کنم از خویش

این سکوت های اطرافم دارد خفه ام می کند.

بد روزی را شروع کرده ام.باز با خودم سر لج افتاده ام.فقط با خودم کاری به کسی ندارم.

می دانم این لج کردنم طوفانی ام می کند!طوفان که شود درونم را بهم می ریزم.

همه چیزش را بهم می کوبم!داد می زنم و فریاد!

خوب است که کسی صدای درونم را نمی شنود

وگرنه..از این همه فریاد به هراس می افتادند.

می خواهم قلبم را به آتش کشم!!کلافه ام و بی حوصله!

می روم ببینم این فریادها به کجا می رسد...

 

نوشته شده در سه‌شنبه ٤ شهریور ۱۳٩۳ساعت ۱٠:٠٩ ‎ق.ظ توسط م.ب | نظرات ()



      قالب ساز آنلاین