ای عشق به شوقِ تو گذر می کنم از خویش

از نیمه شب که از خواب پریدم

هنوز دلم پر از هراس است.دلم می خواهد آرام گیرد.اعتمادی به فردا ندارم.

از کجا معلوم فرداهای دیگر را ببینم..؟ گاهی چقدر زود دیر می شود...

نمی دانم مرا به کجا می برد.نمی خواهی مرهم دلم باشی؟ 

نوشته شده در شنبه ۱ شهریور ۱۳٩۳ساعت ٩:۱٩ ‎ق.ظ توسط م.ب | نظرات ()



      قالب ساز آنلاین