ای عشق به شوقِ تو گذر می کنم از خویش

ــ آخ خدایا..انگار یه چاقو فرو کردند توی قلبم!این چه دردیه؟درد داره نفسمو می گیره

ــ نه می تونم برم بیرون به کارام برسم

ــ نه می تونم برم خونه مامانم حالم خیلی بده لو میرم خیلی نگرانم میشند

ــ خدایا چرا هیچ کس نیست

ــ خدایا این چه وضعیتیه توش گیر کردم؟

ــ خدا چرا این قلب از حرکت باز نمیمونه راحت بشم؟از درد میخوام چنگ بزنم به قلبم

ــ مامانم زنگ میزنه هم خونه هم گوشیم جواب نمیدم.بذار فکر کنه رفتم خرید.

ــ امیدوارم تا شب قلبم و این درد لعنتی دست از سرم برداره!

ــ آخه با این حال چطور برم بیرون و راه برم؟نمی کشم!

ــ خدا...خدا جونم صدامو می شنوی؟

نوشته شده در چهارشنبه ٢٩ امرداد ۱۳٩۳ساعت ٧:٤٤ ‎ب.ظ توسط م.ب | نظرات ()



      قالب ساز آنلاین