ای عشق به شوقِ تو گذر می کنم از خویش

دارم خفه می شوم..

پس آمدم کمی بنویسم و بروم شاید!شاید کمی آرام شوم!

بیداری را با درد هایی که دیگر برایم چون جامه شده اند می گذرانم

و شب هایم را با خواب هایی که در آن از اشک و گریه زیاد از خواب می پرم

سخت می گذرد اما می گذرد! اما تا بگذرد آیا چیزی از منِ سایه وار باقی خواهد گذاشت..؟!

نوشته شده در چهارشنبه ۸ امرداد ۱۳٩۳ساعت ٥:٥۱ ‎ب.ظ توسط م.ب | نظرات ()



      قالب ساز آنلاین